بازگشت به خانه

تقاطع سرنوشت‌ساز: ایران در انتظار حرکت

۱۴۰۴/۱۱/۲۳
زمان مطالعه: 3 دقیقه

ایران امروز در وضعیت «تقاطع» قرار گرفته است؛ تقاطع جامعه با دولت، تقاطع سیاست و فردیت، تقاطع مصلحت و حقیقت، تقاطع صندوق رای و خیابان، تقاطع انتخابات و جنبش، تقاطع دموکراسی و اقتدارطلبی، تقاطع جمهوریت با ولایت و سلطنت، تقاطع توسعه با انحطاط، تقاطع ایده‌ها با واقعیت‌ها، تقاطع عاملیت و ساختار و تقاطع سرشت و سرنوشت.

چراغ قرمز است و همه ایستاده‌اند. همه منتظرند. معلوم نیست ادامه مسیر به کدام جهت خواهد بود، اما بالاخره باید به یک سمت حرکت کنند. اینجا جای ایستادن نیست؛ همه در حالت تعلیق، بدون حرکت، در وضعیت موقت ولی در آستانه حرکت قرار دارند. همه می‌دانند که شرایط این‌طور که هست نخواهد ماند، اما کسی نمی‌تواند بگوید چه خواهد شد.

اندکی بعد چه خواهد شد؟ و دوست داریم -یا ترجیح می‌دهیم- چه بشود؟ این سوال بی‌قیمتی است که در ذهن همه ساکنان تقاطع اکنون ایران می‌چرخد. پاسخش را کسی به یقین نمی‌داند، اما حدس زدن و به آن فکر کردن هم ارزشمند و جذاب است؛ پاسخی آینده‌ساز.

می‌توانیم بگوییم که پاسخ، آینده را می‌سازد، یا اینکه پاسخ‌دهنده آینده را می‌سازد. در حالت دوم، قبل از حرکت از تقاطع، تصمیم‌ها و اراده‌ها هستند که جهت بعدی را مشخص می‌کنند. در حالت اول اما اندیشه‌ها و ایده‌ها -مقدم بر علیت‌ها و عاملیت‌ها- از ذهن و زبان آغاز خواهند کرد تا به آینده شکل دهند. خیال و خلاقیت است که مجال سیاست‌ورزی را به جایی فراتر از مقدورات محدود موجود می‌برد. کار از تصور آغاز می‌شود تا بعداً به تحقق برسد.

ما درباره آینده ایران کم با هم سخن گفته‌ایم؛ کم برای فردا خیال‌پردازی کرده‌ایم؛ کم از این گفته‌ایم که با این‌همه مسئله و معضلی که ایرانِ ما را احاطه کرده، چه باید کرد. کم از این نوشته‌ایم که با دین و نسبتش با سیاست، با فقه و حضورش در جامعه، با قانون و مبنای شرعی یا عرفی‌اش، با نظامیان و نفوذ بیش از حدی که در اقتصاد، سیاست، امنیت و رسانه پیدا کرده‌اند، با خیابان و سرکوب، با ولایت‌فقیه و دوقطبی حادی که در نسبت با آن شکل گرفته، با صندوق رای و اعتبار از دست رفته‌اش، با احزاب و بی‌اعتمادی تاریخی به آن‌ها، با ایده‌های ضدتوسعه یا ضددِموکراسی که مدتی است رو آمده‌اند، با مدرنیتهٔ ناتمامی که نهادهای سنتی ملی و مذهبی را هدف قرار داده، با شکاف‌های مکرر نسلی و شکاف‌های عمیق اجتماعی، اعتقادی و قومیتی که جامعه ایرانی را از طول و عرض پاره‌پاره کرده و بالاخره با ایده ایران ک ه در جهانِ تغییریافتهٔ امروز با چالش هویتی و موجودیتی دست‌به‌گریبان شده، می‌خواهیم چه کنیم.

تک‌تک این کلمات و جملات، جای ساعت‌ها بحث کردن و صفحات زیادی نوشتن دارند. از دل هریک، ده‌ها تعبیر و عبارت و پرسش و مسئله دیگر بیرون می‌آید که تمامی ندارد. اما برای ساختن ایران فردا، باید ابتدا آن را در فضای بین‌ذهنی ایرانیان بسازیم، و برای این کار باید بیشتر و بیشتر با هم گفت‌وگو کنیم.

همین امروز و همین‌جا. چرا که وقت زیادی نداریم. معلوم نیست تا کی پشت این تقاطع مجبور به ایستادن باشیم. در لحظه آغاز حرکت از نو، احتمالاً آن کسی جلوتر است که زودتر افکارش را با دیگران در میان گذاشته باشد.


جانِ کلام

عصاره‌ی ایده‌ها و ادعاهای محوری متن

  • وضعیت تعلیق در حال گذار: ایران در یک تقاطع تاریخی چندگانه متوقف شده که وضعیتی موقت و به شدت ناپایدار است.
  • ایده قبل از عمل: آینده قبل از آنکه در خیابان یا ساختارها محقق شود، باید در فضای رسانه‌ای و بین‌ذهنی خلق شود.
  • فقدان دیالوگ استراتژیک: درباره بحران‌های کلان ساختاری، گفتمان آینده‌نگرانه و عمومی بسیار ضعیفی در جریان است.
  • مزیت نفر اول: جریانی که زودتر تصویر دقیقی از راه‌حل‌ها ارائه دهد، ابتکار عمل را در لحظه شکستن تعلیق به دست خواهد گرفت.
* این مقاله صرفاً بیانگر دیدگاه نویسنده است و لزوماً بازتاب‌دهنده سیاست‌های رسمی نیست.