بازگشت به خانه

تحلیلی بر دیپلماسی صلح در خاورمیانه: چشم‌اندازی نوین

دکتر احمد ایرانی
۱۴۰۴/۱۱/۶
زمان مطالعه: 3 دقیقه

در دنیای امروز، مفهوم صلح فراتر از نبود جنگ است. دیپلماسی مدرن نیازمند درک عمیق‌تری از تعاملات فرهنگی و تاریخی میان ملت‌هاست. گفتگوهای سازنده تنها زمانی شکل می‌گیرند که طرفین با احترام متقابل و شنیدن فعال وارد میدان شوند. این مقاله به بررسی راهکارهای نوین برای دستیابی به ثبات پایدار در منطقه می‌پردازد، جایی که تاریخ و سیاست در هم تنیده شده‌اند.

بازتعریف منافع ملی

صلح پایدار نیازمند بازتعریف منافع ملی در چارچوب همکاری‌های منطقه‌ای است. نمی‌توان انتظار داشت که امنیت یک کشور در ازای ناامنی همسایگان تامین شود. این پارادایم قدیمی، که بر بازی با حاصل‌جمع صفر استوار بود، دیگر پاسخگوی پیچیدگی‌های جهان در هم تنیده امروز نیست.

ما نیازمند گذار به سوی الگوهایی هستیم که در آن، امنیت هر واحد سیاسی، ضامن امنیت کل سیستم باشد. این تغییر نگرش، پیش‌شرط هرگونه توافق پایدار است. بدون پذیرش وابستگی متقابل امنیتی، هرگونه مذاکره‌ای محکوم به شکست خواهد بود و تنها به آتش‌بسی موقت منجر می‌شود.

“زمانی که نخبگان سیاسی قادر به گفتگو نیستند، کانال‌های غیررسمی و آکادمیک می‌توانند پل‌های ارتباطی را حفظ کند و زمینه‌ساز بازگشت خردورزی باشند.”

یکی از ارکان اصلی در این رویکرد، تمرکز بر منافع مشترک اقتصادی و زیست‌محیطی است. بحران‌های آب و انرژی در خاورمیانه، چالش‌هایی هستند که مرزهای سیاسی را به رسمیت نمی‌شناسند و نیازمند همکاری‌های فرامرزی هستند. با ایجاد وابستگی‌های متقابل مثبت، می‌توان هزینه‌ی تنش را برای همه طرف‌ها افزایش داد.

نقش جامعه مدنی در دیپلماسی عمومی

علاوه بر این، نقش جامعه مدنی و روشنفکران در تلطیف فضای سیاسی غیرقابل انکار است. زمانی که نخبگان سیاسی قادر به گفتگو نیستند، کانال‌های غیررسمی و آکادمیک می‌توانند پل‌های ارتباطی را حفظ کنند.

این مقاله استدلال می‌کند که بازگشت به سنت‌های گفتگو و مدارا در فرهنگ ایرانی و اسلامی، کلید گمشده‌ی دیپلماسی امروز ماست. ما باید از ظرفیت‌های فرهنگی خود برای ایجاد زبان مشترک با همسایگان بهره ببریم، نه اینکه بر تفاوت‌ها پای فشاریم.

تجربه تاریخی نشان داده است که صلح‌های تحمیلی که فاقد پشتوانه اجتماعی هستند، دیری نمی‌پایند. بنابراین، هرگونه توافق سیاسی باید با گفتگوی فرهنگی و اجتماعی همراه باشد تا ریشه‌های بدبینی و سوءتفاهم خشکیده شود. دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها و هنرمندان می‌توانند پیشقراولان این حرکت باشند.

در نهایت، باید پذیرفت که مسیر صلح همواره دشوار و پرچالش است. اما هزینه‌های جنگ و درگیری آنقدر گزاف است که هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند بر ادامه آن اصرار ورزد. آینده منطقه در گرو همکاری و همگرایی است، نه واگرایی و تقابل. نسل‌های آینده ما را نه با شعارهایمان، بلکه با میراثی که از صلح و آبادانی برایشان به جا می‌گذاریم، قضاوت خواهند کرد.

* این مقاله صرفاً بیانگر دیدگاه نویسنده است و لزوماً بازتاب‌دهنده سیاست‌های رسمی نیست.